تلفن در دیلم
برگرفته از وبلاگ یک همشهری
دقیقا به یاد ندارم ولی احساس می کنم اواخر دهه 40 شمسی بود که تلفن وارد دیلم شد و چون من در آن زمان کودکی 4 یا پنج ساله بیش نبودم خاطره ای مبهم از آنروزها در ذهنم باقی است .
پدرم می گفت زمانیکه تلفن آمد هیچکس حاضر به خرید آن نبود و حدود 400 شماره تلفن آنهم از نوع هندلی مشتری نداشت چون آنروزها مثل امروزه نبود که فلان شخص حقیقی یا حقوقی و یا نهادها و دستگاهها برای آبدارخانه اشان هم تلفن ابتیاع نمایند و اصلاً بجز چند اداره کوچک و جمع و جور مثل بخشداری ، شهردارِِِِی ، ژاندارمری، بهداری ، گمرک ویکی دو بانک ، اینهمه سازمان های عریض و طویل و بی خاصیت وجود نداشت ،یعنی تقریبا مثل اکنون جوامع اُروپایی که در شهری 20 هزار نفری در آلمان فقط دو اداره پلیس و شهرداری وجود دارد ، و تمام امور مربوط به آب ، برق ، مسکن، بهداشت و ... در شهرداری انجام می شود و امور انتظامی و امنیتی و ... هم توسط پلیس رتق و فتق خواهد شد
درد سرتان ندهم آنروزها تمام ناخدایان ، ملوانان و لنج داران را مجبور کردند که حتماً تلفن خریداری نمایند چون در غیر اینصورت از خروج لنج ها جلوگیری بعمل می آمد .
بله تلفن بدین منوال وارد چرخه زندگی مردم ما شد اما در ابتدا رشد چندان مناسبی نداشت و بعد از حدود 15 سال یعنی حوالی نیمه دوم سال 1364 تلفن های شماره گیر وارد سیستم مخابراتی شهر دیلم شدند و به بهره برداری رسیدند ولی هنوز هم امکان تماس با دیگر شهرها از طریق گرفتن کد مهیا نبود و حدود سالهای 67 و یا 68 بود که سیستم ماکروویو دیلم راه اندازی شد و تماس با دیگر شهرها هم امکانپذیر گردید .
تمام روند تکاملی تلفن برای من که در جریان آمدن این وسیله ارتباطی بودم ، بصورت
خاطراتی باقی مانده است ، چه آن روزهای زمستان سال 1364 که در تهران مشغول خدمت سربازی بودم و برای تماس با منزل می بایست یک بعدالظهر کامل را مرخصی می گرفتم و از ساعت 15 یا 16در مرکز تلفن کوثر میدان انقلاب می نشستم تا اواخر شب که بلندگو صدا می زد « آقای ....، بندر دیلم کابین 12 » و وقتی دو کلمه با مادرم صحبت می کردم تلفن قطع می شد و من با چشمانی اشکبار آن مرکز تلفن را ترک می کردم تا روزی دیگر و تکرار همین حکایت درد ناک ... و یا خاطرات تلفن هندلی :
فلسفه کار با تلفن هندلی بصورتی بود که ابتدا می بایست هندل تلفن را چند دور می چرخاندی و در مرکز تلفن ، اُپراتور گوشی را برمی داشت ، آنوقت شما شماره مورد نظر که همگی سه رقمی بودند مثلاً 253 یا 371 و یا نام مالک را می گفتی ، بعد اُپراتور شما را از طریق فیشی با طرف مقابل مرتبط می نمود و مکالمه آغاز می شد و اگر احیاناً تصمیم به تماس با دیگر شهرها بود باید شماره را به اُپراتور می دادی و ساعت ها صبر می نمودی تا او از طریق یکی دو خط FX بوشهر برایتان امکان صحبت را فراهم می نمود .
بارها پیش می آمد اُپراتور از سر کنجکاوی معمول در شهرهای کوچک روی خط باقی می ماند و سیر تا پیاز مکالمه شما را شنود می نمود ، بعنوان مثال در یک مورد پدرم داشت با دوستش صحبت می کرد که : لنج ما با لنج « کل بریم » چند روز است که از کویت ترخیص نموده اند و هنوز نرسیده اند و من نگران هستم ، در اینجا بود که اُپراتور وارد صحبت آنها شده و گفت : ناخدا ناراحت نباش لنج کل بریم همین الان رسید و لنج شما هم انشاالله می رسد .
و در مورد دیگری ، دوستی تعریف می کرد : برای عروسی خواهرم ، مادر می خواست با تلفن دوستان و آشنایان را دعوت کند و وقتی چند جا تماس گرفت ، اُپراتور روی خط آمد و گفت : « راسی ، نی خی دی غُلوَ دعوت کنی ؟! » و سر آخر ، هم او اسامی تمام مدعوین را از مادرم گرفت و خودش همگی را دعوت نمود و حتی آنهایی که تلفن هم نداشتند را از طریق همسایه ای که تلفن داشت با خبر کرد .
با توضیحات بالا مشخص می شود هنوز تکنولوژی جدید، محیطی مجازی فراهم ننموده بود و می شد رگ و ریشه های رفافت و جوانمردی را لمس و احساس نمود اما بقول یکی از دوستان ورود سیستم های جدید بخصوص CALLER ID موجب شده مردم روز به روز « بی اُوُ تیهَ تر و آ بن » چون تا تلفن زنگ میزند و چشم شما به صفحه مانیتور بالای تلفن می افتد ، فوراً شماره تماس گیرنده را می خوانی و با خود می گویی بابا ولش کن « عبدو شلُو » زنگ زده « حتماً دارتهَ ایخه تلپ وابوُ » و گوشی را بر نمی داری و فردا هم قسم می خوری که منزل نبوده ای یا خواب تشریف داشتی و یا هزار و یک دروغ و چاخان دیگر . البته جدیداً برای اشخاصی که حال و حوصله بلند شدن و نگاه کردن به صفحه شماره انداز را ندارند تلفن هایی به بازار آمده که وقتی زنگ می خورند هم زمان صدای لطیفی شماره تماس گیرنده را تکرار می کند : 4 ، 2 ، 2 ، 5 ، 3 ، و الی آخر و تو بدون هر زحمتی متوجه می شوی که تماس گیرنده « عبدوُ شلوُ » است و یا نـــــه ، مــــریم خانمه !
و باز از پیشرفت علوم ارتباطات باید گفت و ورود سیستم های بسیار پیشرفته تلفن همراه ، تلفن های ماهواره ای ، اینترنت ، چت و ارتباطات تصویری و تازه تر وب لاگ و وبلاگ نویسی که رشدی فزآینده و تصاعدی را در سطح جهانی و بلطبع کشور ما پیدا نموده است .
تا وقتیکه تزویر و ریا و جاه طلبی وجود دارد نقابک ها هم روزبروز رنگارنگتر خواهند شد !!!
دوستدار دیلم: دقیقا بخاطر دارم که در اوایل ورود تلفن به دیلم با هماهنگی اپراتور مانند آقایان ملاح- بازویی- فتاح چند خط به هم وصل می شد و شروه خوانی انجام می گرفت که از چند سر تلفن مخاطبین گوش می دادند و یکی شروه می خواند